تبليغاتX
ایل دخت
ایل دخت
چهارشنبه 1384/09/30
از شجریان تا ارباب حلقه ها

از آهنگ های که در کامپیوترم دارم دیگه خسته شدم، تابه حال سابقه نداشته که من بدون آهنگ گوش کردن کار کنم و این باعث تکراری شدن اونها شده.دیگه نمیدونم چی گوش بدم از آهنگ های استاد شجریان که آدم هیچ وقت سیر نمی شد من یکی سیر شدم،از یک طرف چیپسی کینگ و آهنگ فیلم های سینماپارادیزو و سکوت بره ها و از طرف دیگه آهنگ ارباب حلقه ها، همه و همه تکراری شدن.تا حالا شده که دیگه دوست نداشته باشین وقتی دوست دارین آهنگ گوش کنین،آهنگ نذارین؟دیگه مجبور شدم آهنگی رو که  منو به یه عالم دیگه می بره بشنوم،یه آهنگ یک دقیقه و بیست و پنج ثانیه ای از جان ویلیامز.البته این قلمبه نویسی یکی از راهکارهای افراد برای مشهور شدن است که قوانلوقاجار در یکی از مطالب قدیمیش به اونها اشاره کرده!

+ نوشته شده در 0:36 توسط مینی ژورنالیست.
دوشنبه 1384/09/21
آخ جون دعوا...
این چند مدت خبر خاصی نبود ولی مثل اینکه جدیداْ بحث هایی در مورد روزنامه نگاری به وجود آمده که هم این بحث ها و پاسکاری ها و جواب دادن ها نیز برای خود عالمی دارند!برای نمونه به اینها توجه کنید: حرفه ای نشده ایم از ندا دهقانی که واقعاْ به حق بود و بعداز اون مطلبی از دکتر شکرخواه با عنوان دال روزنامه نگاری.ازاین گذشته بحثی هم وجود داره میان قوانلو قاجار و هنوزی ها(البته بد تلقی نشه)که قاجار با این عنوان(روزنامه مستقل یا روزنامه نگاران مستقل و تفاوت میان روزنامه نگاری حزبی و حرفه ای) بحث را دنبال می کند و از اون طرف آقای سیدآبادی... . به هر حال امیدوارم که این بحث به سرانجام برسه!

نکته نوشت۱: من هیچ رابطه ای با هیچ کدوم ازاسامی بالا ندارم و فقط وبلاگشون رو مطالعه می کنم و این طرز بیان اسامی یک مورد ساده است.                                                                                  نکته نوشت ۲:به مطلب از دکتر شکر خواه در همین رابطه(نکته اول) توجه کنید.اینجا

+ نوشته شده در 19:47 توسط مینی ژورنالیست.
یکشنبه 1384/09/20
برای دلم...
بعد یه عمری یه کسی هم دلش برای ما تنگ شد خوبه! از صادق.امیر و سایر دوستان ممنون به خاطر کامنت ها.جونم براتون بگه در خبرها آمده است که:

مثل اینکه انجمن صنفی روزنامه نگاران اومدن و یه جلسه تو مایه های اعتراض ایجاد کردند.میتونید از اینجا مطالبی رو که پرستو دوکوهکی نوشته ببینید و در اینجا هم آخر این اعتراض و جلسه! درمورد سقوط هواپیما که خبر خاصی نیست و اگر هم باشه خودتون می دونید(لینک مطلب از گیل ایران).در مورد همایش های هفته خدمتتون عرض کنم که هفته هفته پژوهش هستش که مثل همیشه بهش توجه نمیشه!( واقعاً زشت هستش وقتی ما کلمه پژوهش رو در گوگل برای لینک جستجو می کنیم اینها می آیند یعنی هیچ مرجع بدرد بخوری در این رابطه نیست).راستی فیلم سینما یک رو دیدید! خداحافظ لنین.اونم مثل همیشه محشر بود! مخصوصا بازی دنیل بروخ اگر تلفظ اشتباه نباشه! آقا دیگه حرفی ندارم تا بعد

بعد نوشت:از امیر به خاطر اشتباه عذرمی خواهم

+ نوشته شده در 11:46 توسط مینی ژورنالیست.
جمعه 1384/09/11
من سام هستم!
نمیدونم که برنامه سینما یک رو که جمعه شب ها(شبی که فرداش جمعه هست) از شبکه یک ساعت ۱۰:۳۰ پخش میشه رو دیدین یا نه؟ ولی دیشب یکی از فیلم های غوغاش رو نشون داد.فیلمی به نام من سام هستم با بازی غوغای شون پن و داکوتا فانینگ در مورد مردی عقب مانده که تلاش می کنه نذاره دادگاه صلاحیتش رو برای نگه داری بچه اش(داکوتا) رد کنه! اگه اینا رو ندیدین برین غصه بخورین که بهترین فیلم های که میشه پیدا کرد رو در سینما یک نشون میدن!

+ نوشته شده در 16:1 توسط مینی ژورنالیست.
سه شنبه 1384/09/08
همه یا زندانند و یا زندان بان!!!
بابا بسه!!! هر وبلاگی که سر می زنی نشته بایدفلانی آزاد بشه!!!من که نمی دونم چرا این همه آدم سالم افتادن به جون هم!!! ازبس به امید یک وبلاگی که توش مطلب بدرد بخور داشته باشه گشتم دیگه انگشتم کار نمی کنه ولی بازم ندیدم !!! به خدا این که میگن ایرانی بلد نیست از اینترنت استفاده درست کنه دروغ نمی گن!!! شدیم یا زندانی و یا کسانی که خبر زندان شدن دیگران رو گزاش می کنیم!!! اینا همش روی شعر و فکر و قلممون تاثیر داره!!!! چشمها رو باید بست یه نیم ساعت بایدخوابید!!!

+ نوشته شده در 12:19 توسط مینی ژورنالیست.
سه شنبه 1384/09/08
کی گفته من وبلاگ نویسم!!!
امروز داشتم مطالب سایت ها رو مرور می کردم که به مطلبی از ابطحی در وب نوشت بر خوردم با عنوان"هاله نور واحمدی نژادو اطرافیان متملق" مطلب جالبی بود و کمی عجیب.به هرحال! از این بحث خارج شیم.الان داشتم به این مطلب فکر می کردم که هدف ما از وبلاگ نویسی چیه؟ و اصلاْ می تونیم هدف خاصی داشته باشیم که برای رسیدن به اون تلاش کنیم.حتی خودم که با هدف نوشتن خاطرات روزانه ام اومدم به جز یکی دوتا پست مطلبی ننوشتم و اغلب زدم به جاده خاکی!!! با این وجود یکی نیست بگه دراین وادیوبلاگ نویسی چرامطلب می نویسیم؟؟؟

اگه فهمیدین ما رو هم خبر کنین!!!!

 

+ نوشته شده در 11:57 توسط مینی ژورنالیست.
شنبه 1384/09/05
ارتباط قانونین نیوتن! با فرهنگ عمومی وبلاگ نویسی

سه پست جدید(حتماْ بخوانید)

قوانین نیوتن را حتماً می دانید: اولین قانون می گوید تا به چیزی که در وضعیت دلخواه خود قرار دارد نیرویی وارد نکنیم از وضع موجود خارج نخواهد شد.
در مورد وبلاگ ها باید گفت که تا زمانی که این وبلاگ ها فشارهای لازم برای تحول در کشور [ که برای من همان تحول فکری و علمی بس است] به وجود نیاید وضع علمی و فکری کشورمان به همین منوال است(قابل توجه وبلاگ نویسان گروه چهارمی)

قانون دوم نیوتن: برایند نیروهای وارد به جسمی به جرم M شتابی برابر با a در جهت برایند نیروها به آن جرم خواهد داد که از رابطه F=Ma  بدست خواهد آمد.
این قانون برای وبلاگها هم صدق می کند.برای مثال اگر بر شما که جِرمتان(باجُرم اشتباه نگیرید) برابر است با(میزان آگاهی شما از محیط اطراف،سطح علمیتان،توانمندی شما و ...) نیروهایی همانند ظلم،گرانی،فقدان علم،بی پولی و... فشار آورد،شما شتابی برابر با آنچه گفته شد در جهت ابراز فریاد عدالت خواهی،درخواست تکنولوژی و... و نیز وبلاگ نویسی خواهید گرفت.

قانون سوم:در مقابل هر عملی،عکس العملی وجود دارد هم اندازه و در جهت آن عمل.این قانون تنها قانون از قانون های نیوتن است که در آن کمی دست برده شده است[کار ما ایرانی ها است] و آن هم اینکه وقتی یک وبلاگ نویس بجای ایجاد فرهنگ شروع به چرت و پرت نویسی می کند، کسی نمی آید درست مثل ایشان شروع به چرت و پرت نویسی  کند و او را بدست کرام الکاتبین[سرویس فیلترینگ اینترنت] می سپارند.
----------------------------------
نکته نوشت: سعی کنیم در همه حال از قوانین تدوین شده پیروی کنیم
مجبور نوشت: متاسفانه بدلیل قیمت بالای اینترنت و فقدان کارت امکان ادامه مطلب وجود ندارد.

 

+ نوشته شده در 13:9 توسط مینی ژورنالیست.
شنبه 1384/09/05
ایران،کشور سی هزار و یک وبلاگ

امروز مثل همیشه داشتم سایت ها و وبلاگ هایی را که دوستانم برایم آف گذاشتن بودند را مرور می کردم.پر بود از وبلاگ،هر یک جالب تر از دیگری.در هر وبلاگ با انبوهی از لینک وبلاگهای دیگر مواجه می شدم که مثل قارچ سبز شده باشند.البته این بد نیست،خوب هم نیست.خوب و بدش را توضیح خواهم داد،ولی این را بدانیم که به صورت کلی چند نوع وبلاگ نویس وجود دارند:
اولین نوع وبلاگ نویسان دوستان طرفدار آقای [...] هستند که می گویند،وبلاگ زبان نسل سوم است و با این وضع خفقان،ضد روشنفکری،ضد آزادی بیان [فکر کنم منظورشان همان آزادی خالی باشد] و ... باید برای گفتن نظرمان از یک تریبون عمومی استفاده کنیم.[ در فرهنگ عمومی به این تریبون وبلاگ گویند ]لازم به ذکر است وبلاگ این دوستان چند خصوصیت مشترک دارند که برای نمونه می توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱-کلماتی مانند:سوکولاریسم،لیبرالیسم،اومانیسم و هزاران ایسم دیگر از بارزترین کلمات وبلاگشان است.

۲-در وبلاگشان همیشه تاکید بر آزادی یک نفر دارند که در بیشتر موارد نمی دانند شخص مورد نظر چه کاره است و به یقین می توان گفت: اکثریت این قشر تا کنون نمی دانستند که فرد مورد نظر کتاب هم نوشته است یا نه و به عبارتی تحت فشارهای روانی فرهنگ خیابانی [فرایند ارتقاء سطح فرهنگ عمومی خود]خواستار آزادی وی شده اند[همان تقلید کورکورانه].

۳-همیشه فقط تا اطلاع ثانوی دنبال شخص خاصی را پی میگیرند. همیشه در وبلاگشان می توان لیست بلند بالایی از وبلاگهایی مثل سردبیر خودم،جمهور و ... را پیدا کنید.


دومین گروه وبلاگ نویسان ایرانی را طرفداران آقای [...] تشکیل می دهند که مثل همیشه بدنبال تطبیق دادن افکار عمومی بر اساس استاندارد های مرکز توسعه فرهنگ خویش هستند.این گروه که با روند صعودی در حال افزایش هستند دلیل حضور خود را در این صحنه اعتلای فرهنگ [...] می نامند[آن کجا و این کجا].از خصوصیات بارز آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱-تلاش برای گسترش فرهنگ پست الکترونیک به جای سیستم های پیام رسانی رایگان[مسنجر و ...]

۲-لینک به وب سایت های خاص و استفاده زیاد از اسماءا...

۳-روند نوشتاری آنها بدلیل استفاده از شعارهای دو مصراعی بیشتر به صورت شعر است.


سومین گروه از وبلاگ نویسان را استفاده کنندگان از وبلاگ برای اولین بار،شبه هکر ها،اتحادیه صنف نرم افزار فروشان و.. تشکیل می دهند.مهمترین خوصوصیت این گروه وبلاگ ها استفاده از کدهای گوناگون مثل نوشته های متحرک در قسمت های مختلف وبلاگ است.مخاطبان آنها را اغلب تازه واردان به دنیای وب تشکیل می دهند.


چهارمین گروه از وبلاگ نویسان ایرانی که به طرز عجیبی کم جمعیت هستند را دوست داران پیشرفت کشور،منتقدین دوستدار سازندگی[البته بنا به گفته نویسنده کتاب حکومت دینی و انتقاد چنین ترکیبی (انتقاد سازنده) اشتباه است] و وبلاگ نویسان بی طرف تشکیل می دهند.این گروه خصوصیات ویژه ای همانند آنچه در مورد گروه اول ، دوم و سوم گفته شد را برای شناسایی خود ندارند و تنها راه تشخیص آنان آنست که خصوصیات گروه های دیگر را نداشته باشند.اما نکته بارز در مورد آنها عدم تداوم وبلاگشان بدلیل کمی خواننده است.


با این توضیحات وقتی بنا به دلایل نامعلوم تعداد وبلاگ نویسان گروه چهارمی کم شود دیگر چیزی نداریم که بگوییم خوب است و وقتی به ما لقب وبلاگ نویس ترین مردمان دنیا را بدهند[البته به نسبت جمعیتی که دسترسی به اینترنت دارند] و تهران را پایتخت وبلاگهای دنیا بنامند دیگر نباید بگوییم بد است ولی فلسفه وبلاگ و وبلاگ نویسی مثل فلسفه شمشیر دولبه ای است که باید با مدیریتی صحیح و نگرشی اصولی و البته شخصی[بدون اعمال نظر دیگران و نظارت سازمانی] یک لبه آن را سایید.امیدوارم برای یک لبه کردن شمشیر وبلاگ نویسی در کشورمان کاوه ای آهنگر به میان ما بیایید.
----------------------------------------------------------------------------
نکته نوشت اول: البته استفاده از لفظ کاوه آهنگر از مشخصات گروه اولی می باشد که با اجازه همه دوستان گروه اولی در جهت مقاصد هویتی و دینی[جزو کلمات کاربردی گروه دومی ها] و برای آوردن گروه سومی ها به جرگه گروه چهارمی ها از آن استفاده شده است.نکته نوشت دوم: من هیچ گونه شباهتی به گروه اول،دوم و چهارم ندارم و شاید بتوانم خودم را در گره سوم در قسمت کاربران تازه وارد اینترنت جای بدهم.مجبور نوشت: متاسفانه خواب امانم نمی دهد که این مطلب را ادامه دهم و تا همین جا بسنده می کنم

+ نوشته شده در 13:8 توسط مینی ژورنالیست.
شنبه 1384/09/05
هزار و یک لینک
امروز بعد از مدتها تونستم مطالب وبلاگ دوستان را مطالعه کنم

مطلبی جالب و کوتاه در وبلاگ کاغذی خوندم که دلم نیومد براتون لینکشو نذارم.دراین وادی وبلاگ نویسی هم که باران رکورد کامنت ها رو شکسته و مدام کارش شده خوندن مطالب دیگران و کامنت گذاشتن که در همین جا ازش تشکر می کنیم.جواد هم که ماشا ا.. زده تو خط مطالب بلند و یه روز میشنوین رفته تو کار فیلم بلند.تفسیر بلند.خواب بلند و ... .البته قبول کنین هیچ کدوم به مطالب جالب و دوست داشتنی صادق نمی رسه!شنیدم که حامد هم آدم شده(خبرا با چاپار بدست ما می رسه) و برگشته به جرگه انسان ها و از گروه فرشتگان عاشق زده بیرون!(البته کوچیکتری.احترامی چیزی گفتن)

نکته نوشت: به نظر خودم من باید سبک نوشتنم را مثل لینکدونی کنم

+ نوشته شده در 10:58 توسط مینی ژورنالیست.