الان ساعات حدود هفت شبه!دقیقا هفت و بیست دقیقه! از بی موضوعی دارم میزنم به کوه.دارم خودمو می خورم که چرا یه چیز جدید تو این وبلاگها پیدا نمی کنم!یکی شعر می نویسه که زیاد با روحیه من جور درنمیاد!یکی خاطرات خیلی شخصی شو می نویسه که بازم با معده من نمی سازه!مطلب علمی و تخصصی هم که پیدا نمیشه!پس باید چیکار کرد!خوب معلومه باید یه چیز همینطوری و بدون معنی تو وبلاگت بنویسی چونکه دوست یکی از دوستتاتو چند دفعه براش آف فرستادی ولی حتی جواب سلامت رو هم نداده!وقتی کسی تحویلت نگیره مگه مجبوری بنویسی و آپ دیت کنی!خدا پدر
اردیبهشت رو بیامرزه! باید اینو بدونیم که غرور عامل اصلی شکست است! حالا هرکی می خوایم باشیم!